خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای عارض زیبای تو خندیده بر گلزارهاوز بوی زلف دلکشت آشفته شد بازارها
۲
حال دل پُر درد خود پنهان ز تو چون دارمشسرّی ز تو پنهان بود؟ ای واقف اسرارها
۳
از گلستان وصل او هستند هر کس با نصیبهجران آن گلرخ مرا در دل شکستم خارها
۴
جور بتان آزری آورد جان ما به لبای بر دل افگار من زآن آزری آزارها
صفحهٔ ۱ از ۲