خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی دولت وصال دلم چون جهان خرابای سرو جان ز ما تو ازین بیش سر متاب
۲
از ما نظر دریغ مدار این جهان پناهکس داشت نور دور ز درویش آفتاب
۳
تا زلف را به عارض مهتاب دادهایتابی فتاده از سر زلفت به ماهتاب
۴
یاد لب چو لعل تو در آتشم نشانداز دیده در فراق تو خون میرود چو آب
صفحهٔ ۱ از ۲