شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در این زمانهٔ دون نیست حق دید و شناختولی چه چاره توان، با زمانه باید ساخت
۲
درین زمانهٔ بیگانه خوی می‌بینمهر آشنا که مرا دید خود مرا نشناخت
۳
ز شمع روی تو چون نیست ممکنم دوریضرورتست چو پروانه جان و سر درباخت
۴
بیا دو دیدهٔ من، کز غم تو مردم چشمز درد روز فراقت سپر در آب انداخت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth