شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر منت ای دل و دین این همه بیداد چراستو این همه جور و جفا راست بگو تا ز چه خاست
۲
دل من خواست که تا شرح غمت عرضه دهدچه کنم با که بگویم مگر این کار صباست
۳
تا کند حال دلم عرضه بدان سنگین دلسخنی گوید چون قامت و بالای تو راست
۴
راست پرسی ز من خسته روان در بستانمثل آن قامت زیباش دگر سرو نخاست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth