خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرو در باغ به بالای تو میماند راستمه ده چار ز شرم رخ تو در کم و کاست
۲
آفتاب از رخ زیبای تو خجلت زده استزآنکه او روشنی از روی تواَش باید خواست
۳
در چمن چون بخرامید قد رعنایتراستی سرو روان پیش قدت برپا خاست
۴
در لب جوی سهی سرو قدش در لرزستچون بدیدیم نگارا ز کجا تا به کجاست
صفحهٔ ۱ از ۲