شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا قامت او به باغ برخاستسرتاسر شهر شور و غوغاست
۲
گفتم که قدش به سرو ماندگفتا که نباشد اینچنین راست
۳
گفتم که نظر به قامتش کنگفتا که چمن دگر بیاراست
۴
گفتم که بلاست بر دل خلقگفتا تو ببین که آن چه بالاست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth