خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز هوای سر زلف تو، دلم پر سوداستوز خیال رخ تو، دیدهٔ جان خون پیماست
۲
هوس وصل تو دارد دل سرگشتهٔ منسر در این سر شود ای دوست! که اندیشهٔ ماست
۳
زلفت از باد هوا زود پریشان گرددسر سبک دارد از آن روی چنین بی سر و پاست
۴
خار هجر تو دل خستهٔ ما بخراشیدگل روی تو نبینیم، چنین ظلم رواست؟
صفحهٔ ۱ از ۳