خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بوی شکنج زلف تو تا در دماغ ماستروی چو آفتاب تو چشم و چراغ ماست
۲
بی روی جان فزای تو جنّت چه میکنمگلخن به روی خوب تو بستان و باغ ماست
۳
زلفش شبی گرفتم و زان لحظه تا کنوناز بوی زلف دوست معنبر دماغ ماست
۴
بی گفت و گوی عشق تو در بوستان دلدستان خوش سرای تو گویی که زاغ ماست
صفحهٔ ۱ از ۲