خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پشت دلم ز بار فراقت خمیده استجانم ز درد عشق تو بر لب رسیده است
۲
دانی که در فراق رخت ای دو دیدهامخون دلم ز دیدهٔ حیران چکیده است؟
۳
ای نور دیده تا ز برم گشتهای جدابخت از برم چو آهوی وحشی رمیده است
۴
صبرم ز روی خویش مفرمای بعد از اینشوق رخ تو پردهٔ صبرم دریده است
صفحهٔ ۱ از ۲