خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جانا دو ابروی تو هلالی خمیده استچون آن هلال دیدهٔ عقلم ندیده است
۲
از حد مبر جفا و بیندیش از وفازان رو که خار جور تو در جان خلیده است
۳
دانی که حال زار من خسته دل چه شدجانم به لب ز دست جفایت رسیده است
۴
قدر وصال کعبه روی تو دلبراداند کسی که راه بیابان بریده است
صفحهٔ ۱ از ۲