خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن چه زلفست که از آتش دل در تابستوآن چه چشمست که چون نرگس تو در خوابست
۲
«آن نه زلفست و بنا گوش که روزست و شبست»یا نه ای دوست که نیلوفرِ تر در آبست
۳
آتشی از لب لعلم به دل و جان زدهایبا همه درد علاج دل ما عنّابست
۴
در به روی من دلخسته مبند از سر لطفکه حدیثم به لب لعل تو در هر بابست
صفحهٔ ۱ از ۲