شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا دلم با غم روی تو به شادی بنشستجان فدا کرد جهان وز همه عالم وارست
۲
هیچ امیدم صنما بر شب هشیاری نیستکه شدم مست می عشق تو از روز الست
۳
غمزه‌ات دوش چنین گفت که کامت بدهمبخشش مست بود نیک ولی دست به دست
۴
لطف تو بنده نوازست ولیکن کرمتاز چه رو بر من بیچاره درِ وصل ببست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth