خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بشد عمری که دارم بر خدا دستکه گیرد یک شبم وصل شما دست
۲
ز دستم بر نمیخیزد جز این هیچکه بردارم ز هجرت بر دعا دست
۳
ز بخت خود نمیدانم که یک شبدهد وصل نگارم گوییا دست
۴
ز پای افتادم از هجران چه بودیگرم دادی ز وصلت مومیا دست
صفحهٔ ۱ از ۳