خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عیدیست مبارک که کس آن عید ندیدهستوز باد صبا هیچ کس آن بو نشنیدهست
۲
در گوش دل آمد سحر از هاتف غیبمکین عید به بخت شه شهزاده سعیدست
۳
ایام خزانست ولیک از نظر لطفدر باغ سعادات همه سبزه دمیدهست
۴
از گلبن امید برآمد گل دولتورنه به چنین فصل گل از باغ که چیدهست
صفحهٔ ۱ از ۳