شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیا که بی رخ خوبت مرا به دل بارستببین که دیده ز هجر رخ تو خون بارست
۲
بخور ز لطف غم حال ما که بد نبوداگرچه در دو جهانت چو بنده بسیارست
۳
اگر به پرسش مسکین قدم نهی روزیبیا که جان و دل و دیده جمله ایثارست
۴
مرا نه خواب و قرار و نه صبر و نه آرامبتر که جور و جفای بُتم به سر بارست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth