خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جهان گر سر به سر بستان و باغستمرا با رویش از عالم فراغست
۲
به زلفش مشک را تشبیه کردمبگفتا آن ز سودای دماغست
۳
به هجران صبر نتوانم که وصلشتنم را جان و چشمم را چراغست
۴
ز وصلم مرهمی نه بر دل ای دوستکهم از هجران تو بر سینه داغست
صفحهٔ ۱ از ۲