شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه شبست یارب امشب که خروس صبح لالستکه مرا ز درد هجرانش ز جان خود ملالست
۲
دل از انتظار صبحم بگرفت در شب تارمگر اختر سعادت ز فراق در وبالست
۳
شب تار روشنم شد ز صباح روی جاناندل خسته خرّمی کن که ز پرتو جمالست
۴
رخ او مه دو هفته قد او چو سرو رستهبه کنار آب حیوان و دو ابرویش هلالست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth