شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۳۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زلف شبرنگش شبیخون می‌کندوز سر هر موی صد خون می‌کند
۲
نیست در کافرستان مویی رواآنچه او زان موی شبگون می‌کند
۳
زلف او کافتاده بینم بر زمینصید در صحرای گردون می‌کند
۴
زلف او چون از درازی بر زمین استتاختن بر آسمان چون می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth