خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۲۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای کرده دل ز هر دو جهان آرزوی دوستما را مراد دنیی و عقبیست روی دوست
۲
گر دیگران به وصل دلارام زندهانددارم حیات هر دو جهان من به بوی دوست
۳
حقّا که من به بوی سر زلف جان دهمگر آیدم به صبح نسیمی ز سوی دوست
۴
دانی که در فراق رخ تو چگونهامآشفتهام به روی دلارا چو موی دوست
صفحهٔ ۱ از ۲