شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۲۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای بت نامهربان این ستم از بهر چیستبر دل بیچاره‌ای کز دل و از جان بریست
۲
غمزدهٔ سوگوار شب همه شب تا به روزبر در تو سر زند هیچ نگویی که کیست
۳
لعل لب جان فزات آب حیاتست و بسزلف تو دام بلا حسن تو رشک پریست
۴
در صفت حسن تو راست بگویم سخنروی تو ماه تمام قد تو سرو سهیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth