شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۲۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا جان پای بند مهر یاریستدلم آشفتهٔ زلف نگاریست
۲
چو آن گلدستهٔ من رفت از دستز غم درپای جانم زخم خاریست
۳
به رقص آمد سهی سرو گل انداممحقّر جان ما بر وی نثاریست
۴
به جان تو که از مستی چشمتدلم را دایماً در سر خماریست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth