خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۲۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا که غمزه مستت به عین دلدوزیستجمال روی تو در غایت دلفروزیست
۲
به حسرت شب وصل تو ای بت سرکشچو شمع خاطر من در کمال جان سوزیست
۳
مرا ز هجر تو بر لب رسید جان عزیزچه چاره دولت وصل تو تا که را روزیست
۴
هرآنکه صبح رخت را به چشم سر دیدهستیقین بدان صنما کان نشان فیروزیست
صفحهٔ ۱ از ۲