شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۲۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای که پنداری که ما را جز تو یاری هست نیستیا مرا غیر از غم عشق تو کاری هست نیست
۲
دستم از غم گیر ای دلبر که افتادم ز پایزآنکه ما را در جهان جز تو نگاری هست نیست
۳
گر چو چنگم می‌زنی ور می‌نوازی همچو نیای که خواهی گفت ما را از تو عاری هست نیست
۴
بار بسیارست بر جان من مسکین ز غمهیچ باری چون غم هجرانت باری هست نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth