خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۲۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جز غم عشقت نگارا در جهانم هیچ نیستخاک پایت را نثاری غیر جانم هیچ نیست
۲
من سری دارم فدای راه تو کردم از آنکز تو ای جان آشکارا و نهانم هیچ نیست
۳
در سرابستان عشقت همچو بلبل هر زمانغیر مدح روی چون گل بر زبانم هیچ نیست
۴
بوی وصلت در دماغ جان نمیآید از آنبر سر کوی تو شبها جز فغانم هیچ نیست
صفحهٔ ۱ از ۳