خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۲۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل چه چاره چون که جهان پایدار نیستجز درد و خون دیده در این روزگار نیست
۲
زنهار غم مخور تو به احوال روزگارزیرا که کار و بار جهان بر قرار نیست
۳
خوش دار خاطرت مشو ای دل ز غم ملولکاین دور چرخ را بجز این کار و بار نیست
۴
جور و جفای چرخ ز حد رفت بر دلمآخر کدام دل که از او بُردبار نیست
صفحهٔ ۱ از ۳