خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۲۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بازآ که در فراق تو ما را قرار نیستروز و شبم بجز غم عشق تو کار نیست
۲
از گلستان روی تو ای سرو سیم تندر دست ما کنون بجز از نوک خار نیست
۳
باریست بر دل من مسکین که از چه رویما را به بارگاه وصال تو بار نیست
۴
از جانم ارچه گرد برآورد درد عشقبر خاطر از جفای تو ما را غبار نیست
صفحهٔ ۱ از ۲