شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۲۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما را ز سر کوی غمت راه به در نیستمشکل که جز این کوی مرا روی دگر نیست
۲
دل بردی و جان را به غم عشق سپردیو امروز غذایم بجز از خون جگر نیست
۳
این شب چه شب محنت ایام فراقستفریاد که در وی اثر صبح مگر نیست
۴
در ظلمت این شب که تواند قدمی رفتکاین راه پر از خوف و امّید سحر نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth