خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۲۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر ز حال زار مسکینان بپرسی دور نیستگرچه دلبر را غمِ حالِ منِ مهجور نیست
۲
ای طبیب درد من آخر چرا از روی لطفیک زمانت در جهان پروای این رنجور نیست
۳
بی رخت صبرم میسّر نیست جانا چون کنمچون درین عالم کسی مانند تو منظور نیست
۴
در سرابستان جنّت بلکه در فردوس نیزمثل تو ای نور چشمم در جهان یک حور نیست
صفحهٔ ۱ از ۳