خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۲۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر بپرسی بندهٔ خود را، ز لطفت دور نیستزانکه کس در بندگی چون بندهات [مهجور] نیست
۲
گر تو گویی در خداوندی بود غیر تو کسیا چو من در بندگی و اخلاص این مقدور نیست
۳
گر تو را بر حال زار من نظر نبود یقینپیش اهل چشم و دانش این سخن معذور نیست
۴
سایبان قدر تو بر طاق میناگون زدنددر قضاءِ قدر تو جز دشمنت ممهور نیست
صفحهٔ ۱ از ۲