شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۳۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا به درد فراق تو هیچ درمان نیستبه غیر آتش عشق رخ تو در جان نیست
۲
تو جانی و ز برم دور می‌شوی چه کنمز جان مفارقت ای نور دیده آسان نیست
۳
مرا نیاز به روز وصال بسیارستشب فراق ترا گوییا که پایان نیست
۴
میان صحن چمن صبحدم گذر کردمبه قد و قامت تو هیچ سرو بستان نیست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth