شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۳۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب نیست کز فراق تو صد جامه پاره نیستتدبیر ما به عشق تو جز صبر چاره نیست
۲
ماییم بلبل و تو گلی در میان باغما را به روی خوب تو غیر از نظاره نیست
۳
چندان گریستم ز غم عشق آن صنمکز آب دیده بر سر کویش گذاره نیست
۴
عمریست تا که غرقهٔ دریای حیرتمگویی که بحر عشق تو را خود کناره نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth