خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۳۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در سر زلف تو ای دوست چه شرهاست که نیستدر دهان نمکینت چه نمکهاست که نیست
۲
در غم هجر تو ای سرور خوبان جهاندر کدامین دل و جان خون جگرهاست که نیست
۳
در کمال رخ تو نسخهٔ جان میبینماز دعای من مسکین چه اثرهاست که نیست
۴
جان ز من خواسته بودی و متاعیست حقیرای فدای کف پای تو چه سرهاست که نیست
صفحهٔ ۱ از ۲