خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۳۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر من خسته ز هجران چه جفاهاست که نیستبر دل من ز فراقت چه بلاهاست که نیست
۲
چشم سرمست تو ترک است و خطایی باشدبا من خستهاش ای جان چه خطاهاست که نیست
۳
چه وفاها که نکردم به غم عشق و ز توبه من دلشده آخر چه جفاهاست که نیست
۴
در صبوح رخ و در شام سر زلف بتانوز دهان من مسکین چه دعاهاست که نیست
صفحهٔ ۱ از ۲