خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۳۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق بی درد ناتمام بودکز نمک دیگ را طعام بود
۲
نمک این حدیث درد دل استعشق بی درد دل حرام بود
۳
کشته عشق گرد و سوخته شوزانکه بی این دو کار خام بود
۴
کشتهٔ عشق را به خون شویندآب اگر نیست خون تمام بود
صفحهٔ ۱ از ۳