شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۳۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن چه شوریست ز عشق تو که اندر می نیستو آن چه سرّیست ز اسرار تو کاندر نی نیست
۲
در فراق تو مرا جان به لب آمد آخراثر وصل تو ای دوست بگو تا کی نیست
۳
با دل خسته هجران‌کِش خود می‌گویمهیچ شب نیست که او را سحری در پی نیست
۴
صبر باید به سر کوی فراقت چه کنمچون مرا بهره بجز خون جگر از وی نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth