خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۳۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صبحدم ذوقی ندارد بی تو در بستان گذشتدرد دل دارم ز تو نتوانم از درمان گذشت
۲
هیچ مشکلتر ز هجر جان گداز یار نیستچون بگویم شدّت هجران من آسان گذشت
۳
راستی سرویست قدّش در سرابستان جانچون رسیدی پیش او از راستی نتوان گذشت
۴
گر دهی فرمان که بگذر از سر جان و جهانمن نیارم دلبرا از حکم و از فرمان گذشت
صفحهٔ ۱ از ۳