خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۳۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلبر چه زود از سر پیمان ما برفتاز رفتنش چه سوز که بر جان ما برفت
۲
دردم چو عشق دوست که حالش پدید نیستهست و طبیب از سر درمان ما برفت
۳
نشو و نما نکرد دگر شاخ نارونتا آن قد چو سرو ز بستان ما برفت
۴
دیگر نخواند بلبل خوشخوان به صبحدمتا آن رخ چو گل ز گلستان ما برفت
صفحهٔ ۱ از ۲