شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۳۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آنرا که ز وصل او نشان بوددل گم شدگیش جاودان بود
۲
آری چو بتافت شمع خورشیدگر بود ستاره‌ای نهان بود
۳
نتواند رفت قطره در بحرچون بحر به جای او روان بود
۴
بحری که اگرچه موج‌ها زداما همه عمر همچنان بود
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth