شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۳۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از بوی گلم دماغ بگرفتزان روی دلم به باغ بگرفت
۲
خشکست دماغ من ز سودابی یار ز باغ و راغ بگرفت
۳
در ظلمت هجرتم گرفتاروصل تو شبی چراغ بگرفت
۴
عشق تو چو بر دلم فزون شدحسن تو چنین به داغ بگرفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth