شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۳۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حکایتیست که با کس نمی‌توانم گفتحدیث عشق تو دُرّیست می‌نیارم سفت
۲
ز صبر طاق شدم همچو طاق ابرویتبه درد و نالهٔ هجرانت تا که گشتم جفت
۳
گرم قرار نباشد به هجر نیست عجبمیان آتش سوزان بگو که یارد خفت
۴
به هر بلا و ستم کز غمت رسید به دلبداد ترک سر و جان و ترک عشق نگفت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth