خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۳۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکباره به ترک غم جانان نتوان گفتو این مشکل هجران تو آسان نتوان گفت
۲
گفتم که به نزدیک تو آرم غم دوریلیکن سخن غم بر جانان نتوان گفت
۳
دردیست مرا در دل و امکان دوا نیستچون درد بدان مایهٔ درمان نتوان گفت
۴
من مور ضعیفم، شده پامال فراقشحال دل موری به سلیمان نتوان گفت
صفحهٔ ۱ از ۲