خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۳۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا کی کشم ای دوست ز خود کرده ندامتتا چند کشد دل ز غم عشق ملامت
۲
مستغرق غم گشته به دریای تحیرباشد که از این ورطه درآیم به سلامت
۳
درده به من تشنه لب آبی که ازین بیشدر آتش هجران نتوان کرد اقامت
۴
برخیز به بستان که سهی سرو نشستهستبر خاک خجالت صنما زآن قد و قامت
صفحهٔ ۱ از ۲