شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۳۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه باشد ار تو ز لطفم کنی زمانی شادجهان کنی دگر از وصل خویشتن آباد
۲
گذشت داد من از حد برون ز دست غمتبده مراد دلم بیش از این مکن بیداد
۳
اگر به کلبه احزان ما دهی تشریفهزار جان عزیزم فدای جان تو باد
۴
مرا سریست بر آن آستان و می دانیفدای راه تو کردیم و هرچه باداباد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth