خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۴۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر دمی ز تو بویی به من رساند بادهزار جان و جهانم فدای آن دم باد
۲
تویی که یاد من خسته سالها نکنیمنم که با غم رویت نشستهام دلشاد
۳
چه شد چرا چه سبب حال من نمی پرسی؟که هر دمم به فلک میرسد ز غم فریاد
۴
من از ملامت دشمن به عشق نگریزمبیا که دل به تو دادیم و هرچه باداباد
صفحهٔ ۱ از ۲