شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۴۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گویند جهان وفا نداردمیلی سوی وصل ما ندارد
۲
با هر که دمی به زجر می‌زدآخر به چه از جفا ندارد
۳
دردیست مرا ز بیوفاییشکان درد جفا دوا ندارد
۴
سلطان جهان ز روی رحمترحمی به دل گدا ندارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth