شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۴۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلبر غم حال ما نداردیک ذرّه به دل وفا ندارد
۲
در خاطر او مگر وفا نیستیا خود سر و برگ ما ندارد
۳
از حد بگذشت جور بر ماباشد که چنین روا ندارد
۴
او جان منست بی تکلّفجان از تن ما جدا ندارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth