خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۴۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا چند دل از هجر تو بیهوش توان کردزهر شبِ هجرانِ رخت نوش توان کرد
۲
آتش چه زنی از رخ خود در من از این بیشبر آتش هجران تو سرپوش توان کرد
۳
یکباره بکش تا بِرَهم از غم هجرانبر آتش غم تا به کی این جوش توان کرد
۴
با آنکه جفا بر من دلداده پسندیای دوست وفای تو فراموش توان کرد
صفحهٔ ۱ از ۲