شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۴۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا نگارین رخ دلبند ز ما پنهان کردخانهٔ صبر من دلشده را ویران کرد
۲
حال بیچاره خود از عشق تو خون بود ولیتیغ ایام فراق تو گذر بر جان کرد
۳
حال درد دل خود را چو بگفتم به طبیبهم ز عنّاب لب لعل تواَش درمان کرد
۴
دیده هرچند بعیدست ز روی چو مهتلیک در عید رخت جان و جهان قربان کرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth