شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۴۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا چند توان درد تو در سینه نهان کرددر حسرت تو خون دل از دیده روان کرد
۲
با شوق رخت چند کند صبر دل منپیداست که تا چند ز جان صبر توان کرد
۳
تا سرو روانم نشد از دیده جان دورخون جگر از دیده غمدیده روان کرد
۴
سرو از حسد قدّ نگارم ز قد افتادتا او به چمن قامت رعناش چمان کرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth