خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۴۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلدار رفت و کام دل ما روا نکرددردم به دل رسید و دلم را دوا نکرد
۲
برکند یکسره دل نامهربان ز مافکری به هیچ حال ز روز جزا نکرد
۳
ما را میان خون دل و دیده غرقه دیدرحمی بدین غریب ز بهر خدا نکرد
۴
بسیار امید داد مرا بر وفای خویشلیکن ز صد امید یکی را وفا نکرد
صفحهٔ ۱ از ۳